جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
165
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
و بدون شك به اين نزديكى و برادرى ، از ياران و شاگردان پيامبر ، جز على كس ديگرى دست نيافت ! على ديدگان خود را به راهى گشود كه پسرعمويش آن راه را باز و مشخص كرده بود . نيايش و پرستش حق را براى اولين بار از نماز او ياد گرفت و از مهر و عاطفه و برادرى او برخوردار گرديد . درواقع مهر و رابطه على و محمد ، همان مهر و رابطه محمد با ابوطالب بود . قلب على براى نخستين بار ، به عشق پسرعمويش به طپش درآمد و براى اولينبار كه سخن گفت ، كلام زيبايى را بر زبان راند كه محمد به او ياد داده بود . و مردانگى او هنگامى به مرحله كمال رسيد كه براى يارى و كمك پيامبر رنج ديده ، شتافت . پيامبر را يارانش دوست مىداشتند و دشمنانش به ديدهء احترام مىنگريستند و به چشم دوستان و دشمنان ، على پارهاى از وجود پيامبر بود . هنگامى كه بعضى از بزرگان قريش ، از ابتداى دعوت اسلامى ، به پيروى از عقل و رهايى از بتپرستى ، اسلام آوردند . . . و وقتىكه بسيارى از بردگان و بندگان ، زجركشيدگان و ستمديدگان ، براى پيروزى عدالتى كه رسالت محمد خواستار آن بود و براى ابراز تنفر و انزجار شديد از ظلم و ستمى كه با تازيانهء خود پشت آنان را مجروح ساخته بود ، مسلمان شدند ، و روزگارى كه ، گروهى ، پس از پيروزى پيامبر ، براى پيروى از اوضاع روز و تبعيت از پيروزمند - مانند اكثريت افراد بنىاميه - اسلام را پذيرفتند ، و هنگامى كه همه اينها در شرايط وموقعيتهايى اسلام آوردند كه سختىها سپرى شده بود - البته از نظر ارزش و مفهوم انسانى آن ، با همديگر فرق دارند ولى از نظر تسليم در مقابل منطق و حقيقت روشن ، يكى بهشمار مىآيند - علىبن